ميشود، و برخي شايد متعلق به خود موٴلف باشد. محقق كتاب يوسفوس لازم است اين ترجمههاي اسلاوني را درنظر داشته باشد.
ز. هندي
هماكاندرا
در كتاب دوم، ¿ فصل بيست و هفتم مربوط به زبانشناسي.
ح. منچو
خط منچو
منچو يك زبان توراني يا تونگوزي است كه قدمت زيادي دارد، وليتا آغاز سدهٴ دهم، غيرمكتوب مانده بود. در 920، تئاي تسو،1 نخستين امپراتور سلسلهٴ ليائو (تاتارهاي چئيتان يا كي تان2)3 فرمان داد تا زبان منچو را با حروف چيني بنويسند. خواه اينكار واقعاً صورت گرفته باشد يا نه، هيچ اثري از اين نخستين خط منچو باقي نمانده است.
در نيمهٴ سدهٴ دوازدهم، يعني در زمان سلسلهٴ چين (تاتارهاي نو ـ چن)4 كوششهاي تازهاي صورت گرفت. در 1119، نخستين امپراتور اين سلسله، كه او هم تئاي تسو نام داشت، به استفاده از خط جديدي فرمان داد، كه از خط ايغوري اقتباس شده بود (و خود آن هم از الفباي سرياني الهام گرفته شده بود، و آن خط را مبشران نسطوري در شرق معرفي كرده بودند). باز هم در 1135 (يا 1145) بهوسيلهٴ هسي تسونگ، سومين امپراتور اين سلسله، كوشش ديگري شد، ولي اين خط آخري چندان زماني مورد استفاده قرار نگرفت، تعداد كمي كتاب و نوشته با اين حروف نو ـ چن هنوز در دست است. با اين حال، اين خط تازه يكباره به فراموشي سپرده شد، چون مغولان (سلسلهٴ يوآن كه در 1206 پديد آمد) به زودي منچويان را از چين بيرون راندند.
براي تكميل اين مطلب بايد گفت كه نورهاچو (امپراتور آيندهٴ سلسلهٴ چئينگ، با نام تئين مينگ، (1616 ـ 1627) در پايان سدهٴ شانزدهم آخرين كوشش را براي بهكتابت درآوردن زبان منچو انجام داد، كه اين بار موفقيتآميز بود. او تصميم گرفت خط مغولي را، كه خود از مشتقات خط ايغوري بود، براي اين منظور بهكار برد. اين خط اصلاح و سرانجام در 1632 تثبيت شد، و تا يك سده بيشتر براي چاپ ترجمههاي آثار كلاسيك چيني و واژهنامهها به زبان منچو بهكار رفت.
قديميترين كتاب چاپي منچو داراي تاريخ 1646 است.